اینجا بدون تو آبی نیست | مهر ۱۴۰۵

صبح بخیر

،

خدایا شکرت، واسه‌ی همه‌چی... واسه‌ی اینکه هستی و این‌قدر قشنگ خدایی می‌کنی، زیبای من.

و امید، قشنگ‌ترین باوریه که آدم می‌تونه به دلش بسپره...

امید... امید... امید...
من باور دارم امروز قشنگه؛ قشنگ‌تر از دیروز، چون تو همون خدایی هستی که دیروزِ پرالتهابم رو هم به دستای مهربونش سپردم. :)

هوا عجب دلبرانه و عاشقونه‌ست... پرنده‌ها انقدر شلوغ کردن که انگار دارن با زبون خودشون، اسم تو رو صدا می‌زنن و برات ترانه‌ی پرستش می‌خونن. خورشید، سوزن‌سوزن‌های نور قرمزش رو پاشیده روی دشت و نسیم خنک آروم از لابه‌لای موهام رد می‌شه؛ درست مثل نوازش مادری که داره با عشق موهای بچه‌ش رو شونه می‌کنه...

زندگی داره صدام می‌زنه؛ به عاشقی، به دل سپردن، به دوباره امیدوار شدن... و من فقط می‌تونم بگم شکرت، خدای من. 🤍

صبح قشنگ عشق، بتاب توی دلم... آروم، گرم و عاشقونه. بذار امروز رو با امید شروع کنم، حتی اگه هنوز جواب خیلی از سؤال‌هام رو نمی‌دونم.

صبح بخیر، زندگی...
دوستت دارم، باور کن. :)

دلی‌نوشت
موقت

 A Boy's World

مدرسه

،

دیشب تو گروه مدرسه نوشته بودن شاید شرایط جوری بشه که مدرسه غیر حضوری بشه

حقیقتا اینو دوست ندارم

با چندتا از بچه ها تصمیم گرفتیم اگه اینجوری شد یه کلاس تو مسجد دایر کنیم

 A Boy's World

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد

،

هفته‌ی پیش مامان سرما خورد و رفت دکتر، دو روز بعدش با همون نسخه برای داداشم دارو گرفتم، امروز هم نوبت خودم شد.
خلاصه که همون نسخه، همون دارو، فقط بیمار عوض می‌شه!

برای شب جمعه، سوره‌ی واقعه و سوره‌ی جمعه خیلی توصیه شده 🙏

 A Boy's World

شاه قلب‌ها

،

دیشب از تجمعات که برمیگشتم سوار اسنپ شدم شروع کرد به تحلیل تجمعات شبانه مردمی و منم هیچی نگفتم، تا جایی که رسید اونجا که گفت اینهمه حالا میرید میخواید چیو ثابت کنید؟کی فراخوان میده برید؟ منم گفتم میخوایم ثابت کنیم که شاه واقعی احتیاجی به فراخوان نداره، شاه واقعی تو قلبها حکمرانی میکنه.

 A Boy's World

اگه اینجا بود

،

یه وقتایی دوست داشتن شبیه این نیست که بخوای کسی همیشه کنارت باشه، بیشتر شبیه اینه که هرجا هستی یه صندلی خالی توی ذهنت برای اون آدم داشته باشی.
یه اتفاق می‌افته و ناخودآگاه با خودت می‌گی اگر اینجا بود، الان چی می‌گفت؟

 A Boy's World

مدیریت بحران

،

با اینکه خواهر ندارم، ولی هر سال روز دختر برای مامانم گل می‌گیرم.
امسال یادم رفت، گفتم به جاش ناهار مهمون من، پیتزا سفارش دادم 🍕

 A Boy's World

فردا هم برنامه همینه

،

بعد از نماز صبح قهوه خوردم و دیگه نخوابیدم

احتمالاً قراره افتریشو سر کلاس پس بدم

خدایا شکرت

 A Boy's World

از پوکرفیس بودنمون معلوم نیست؟

،

یکی از خسته‌کننده‌ترین کارهای دنیا اینه که آدما با ذوق درباره‌ چیزهایی که دوست دارن باهات حرف میزنن، چیزهایی که نه انتخاب توئه نه دغدغه‌‌ت و نه حتی برات جذابیت خاصی داره، ولی مجبوری خودت رو مشتاق نشون بدی و پا به پاشون ذوق کنی و برای چیزی هیجان‌ زده به نظر برسی که ذره‌ای برات هیجان‌انگیز نیست. خسته‌کننده‌ ترین بخش این ماجرا حرف‌هایی نیست که می‌شنوی،واکنش‌هاییه که مجبور می‌شی نشون بدی.

 A Boy's World

از ترس‌ها باید بیشتر ترسید

،

شاید بزرگ‌ترین چیزی که آدما معمولا دیر می‌فهمن اینه که خیلی وقتا بیشتر از کارهایی که انجام دادن، از کارهایی که انجام ندادن پشیمون می‌شن از حرفی که نزدن، سفری که نرفتن، آدمی که به خاطر ترس از دستش دادن، یا مسیری که فقط چون مطمئن نبودن شروعش نکردن.

 A Boy's World

راهی به پشت پلک‌ها

،

راهی به پشتِ پلک‌هایم یافته‌ای که نمی‌دانم از کجا می‌گذرد. دست‌هایت همیشه حاملِ ابرهای به سرقت رفته از آسمانِ پاییز است؛ که در رویایِ راکدِ من تکه‌هایش را پاره می‌کنی. می‌آیی و می‌روی و تالابِ نگاهم را میانِ بارانِ وحشیِ شب رها می‌کنی. بعد من می‌مانم و بیداریِ تاریک‌ و دیده‌ای که خالی از سکونتِ توست، من می‌مانم و خشکیِ بغضِ محکمی که راه گلویم را می‌خراشد.

 A Boy's World

بابا رحیم

،

دفعه پیش که رفتم تهران قهوه ب. ز ناامیدم کرد،
این بار بستنی بابارحیم جبران کرد. 🍦

فردا هم باید برم تهران برای بقیه کارا

اگه برادرم بیاد که با اون میرم

اگر نه که اتوبوس مرا میخواند

 A Boy's World

آدمای درونگرا

،

یه چیزی که درباره‌ی آدمای درونگرا همیشه برام جالبه اینه که شاید اولش خیلی به چشم نیان اما وقتی بهشون نزدیک می‌شی می‌فهمی چقدر پشت اون ظاهر ساکت و خونسرد شلوغه.

همیشه دیر اعتمادمیکنن، دیر حرف دلشونو میزنن و حتی مدت‌ها طول میکشه تا بفهمی واقعاً چه حسی بهت دارن؛ اما وقتی تورو به دنیای شخصیشون راهت میدن میفهمی تو دیگه براش مث بقیه آدمای معمولی نیستی...
شدی همون آدم خیالیی که سال‌ها توی خودش باهاش رویا ساخته، براش قصه نوشته و قشنگ‌ترین شکلِ عشق رو تصور کرده

کم‌کم می‌بینی توی فکرهاش اولویتش تویی، توی برنامه‌های روزمره‌ش، توی چیزای کوچیکی که فقط برای تو تعریف می‌کنه.

فکر می‌کنم قشنگترین و ترسناکترین بخش رابطه با یه آدم درونگرا همین‌جاست، اینکه تو بی‌سروصدا شدی مهم‌ترین آدم زندگیش.
کسی که بجای حرفای کلیشه ای از دقتش روی جزییات و وسواسی که روت پیدا کرده میفهمی چقد دوستت داره.

 A Boy's World

کِی شود...

،

دیشب که داشتم با دوستم حرف میزدم گفت امیرعباس الان کربلاست، هم از طرف خودم هم از طرف تو بهش التماس دعا گفتم.

امروز براش پیغام گذاشتم

برام از کربلا ویس فرستاد.

یکی دیگه از رفقا هم رفته و پریروز پیام داد نجفم و داریم میریم زیارت امیرالمؤمنین و بعدش پیاده روی.

چقد خوشحال شدم و دلتنگ....

خدایا خودت روزی کن دوباره چشمم کربلاتو ببینه.

 A Boy's World

من تیر خوردم

،

این روزا ما چیزی به اسم زندگی نرمال که همراه با رفاه و اسایش‌خیال باشه نداریم
یه میدون جنگ داریم که هر روز صبح با لباسای معمولی و بدون سلاح واردش میشیم و تیر میخوریم
پس تو زندگی با آدمی وارد رابطه بشید
که بتونید باهاش برید جنگ
چون زندگی دقیقا همون میدون جنگه
یکی که جا نزنه، با پس نکشه،
جَنَم داشته باشه و تا آخرش کنارت بمونه

 A Boy's World
© اینجا بدون تو آبی نیست