اینجا بدون تو آبی نیست | 71

اینجا بدون تو آبی نیست | 71,

71

غم رو نمی‌شه از تن بیرون کرد؛ اینو خیلی دیر فهمیدم.

آدم یه مدت فکر می‌کنه غم شبیه زخمه. فکر می‌کنه اگه زمان بگذره، اگه گریه کنه، اگه یکی دستشو بگیره، اگه صبح‌های بیشتری از راه برسن، بالاخره خوب می‌شه و یه روز می‌افته و تموم می‌شه

ولی بعضی غم‌ها این‌طوری نیستن

بعضی غم‌ها زخم نیستن، ریشه‌ان.
آروم‌آروم می‌رن زیر پوستت، ازت رد می‌شن و خودشونو به یه جای عمیق‌تر می‌رسونن؛ جایی که دیگه نمی‌فهمی کجای وجودت خودتی و کجاش غمه

شاید سخت‌ترین قسمت ماجرا همینه
اینکه یه روز می‌فهمی غم دیگه چیزی نیست که با خودت حملش کنی، بخشی از خودت شده.

 A Boy's World
New
Code